اینم عکس عاشق دیوانت دیوانه چرا ازدواج کردی باهاشششششششششششششششششش منو کششششششششششششششششتییییییییییییییی نامرد من چی کار کنم به جون تو خسته شدم ..هر کی مثل من شده بره غرمبه همایونو گوش کنه......................................................با یه شکلات شروع شد .من یه شکلات گذاشتم .کفه دستش اونم یه شکلات گذاشت کف دستم .گفت دوستیم گفتم دوستیم دوسته دوست ......
گفت تا کجا گفتم دوستی که تا نداره گفت تا مرگ گفتم نه دوستی که تا نداره گفت خیلی خوب تا پس از مرگ گفتم نه نه نه .......دوستی تا نداره .گفت قبول تا اونجایی که دوباره زنده میشیم گفتم تو واسش تا بذار اصلا"از این ور تا اونوره دنیا .....
میدونستم .باور نکرده .....اون میخواست دوستیمون تا داشته باشه.اما من نه چون اون دوستیه بدونه تا رو نمیفهمید............
گفت بیا واسه دوستیمون نشونه بذاریم .گفتم باشه اسمشو بذاریم .شکلات.....
![]()
یه سال دو سال سه سال ده سال بیست سال گذشت .
اون بزرگ شده بود .منم بزرگ شده من همه یه شکلاتامو خورده بودم .اون همشونو تو صندوقچه
جمع کرده بود.
اون امده امشب تا خداحافظی کنه میخواد .بره اون دور دورا گفت زود برمیگرده.یادش رفت بهم شکلات بهم بدهاما من که یادم نرفته یه شکلات بهش دادم واسه الانش یکی تو اون دستش واسه بعد و اون اخرین شکلاتم بود اون حواسش نبود صندوقچه داره واسه شکلاتاشهر ۲تا رو خورد.....
خندیدم گفتم تو دوستیه بدونه تا رو نخواهی فهمید.........................من هنوزم دوست دارم ...
حالا یه صندوقچه شکلات
نخورده داری باهاشون چیکار میکنی؟؟؟؟![]()

این تقدیمه همتون.....![]()
سنـگ دلا چــرا دگــر جــور و جــفــا نـمــیکـنی
سنـگ دلا چــرا دگــر جــور و جــفــا نـمــیکـنی
جـــور و جــفــا بکـن اگـر،
جـــور و جــفــا بکـن اگـر ،
مـهـر و وفـا نـمــیکـنی
زخـــم دگـــر بــزن بــدل مــرهــم اگر نـمــینـهی
زخـــم دگـــر بــزن بــدل مــرهــم اگر نـمــینـهی
درد دگـــر بــده اگـــر خــســتـــه دوا نـمــیکـنی
درد دگـــر بــده اگـــر خــســتـــه دوا نـمــیکـنی
عهد هر آنچه میکنی وعده به هر که میدهی
عـهـــد ز یــاد مــیبــری وعــده وفـــا نـمـیکـنی
عهد هر آنچه میکنی وعده به هر که میدهی
عـهـــد ز یــاد مــیبــری وعــده وفـــا نـمـیکـنی
تیــر غـمــم زدی بـجــان تـا کـه بـخــون نشـانیــم
تـا کـه بـخــون نشـانیــم
تیــر غـمــم زدی بـجــان تـا کـه بـخــون نشـانیــم
تـا کـه بـخــون نشـانیــم
هــر چــه کنــی بـکــن بـتـا ،هــر چــه کنــی بـکــن بـتـا
زانـکه خطـا نمیکنی ، زانـکه خطـا نمیکنی
سنـگ دلا چــرا دگــر جــور و جــفــا نـمــیکـنی
سنـگ دلا چــرا دگــر جــور و جــفــا نـمــیکـنی
جـــور و جــفــا بکـن اگـر،
جـــور و جــفــا بکـن اگـر ،
مـهـر و وفـا نـمــیکـنی![]()
![]()
![]()

روزگارقریبیست حتی اسمان هم با ما سر ناسازگاری دارد .بقول مهدی اخوان ثالث هوا بس ناجوانمردانه سرد است. من امروز خواستم روزمو یه طور دیگه شروع کنم شاید از این خستگی نجات کردم ولی بازم چشمم به همون تابلویی که چشمایه معشوقمه افتاد هر چی نگاه کردم بیشتر فرو میرفتم اخر سر متوجه شدم من ۲ ساعته به چشماش دارم نگاه میکنم ولی هیچی جز خوبی ندیدم .نمی دونم کسی تجربه داره یا نه ولی اخر سر میفهمم .که فردا هم همینطوری خواهد گذشت .شاید روزی از نزدیک لمسش کردم.ولی همینطوری که همه میگن .عشق یعنی دوری از معشوق عشق یعنی خون دل خوردن و...... ولی با تمام این اوصاف من هنوزم دوستت دارم .
دوست دارم تو را در سرزمینه سبزی ببینم .که نسیم بر سر ذولفت بنازد .من بر ان نسیم سوار شوم و تو با این همه زیبایی در اغوش من جای گیری تا لحظه هایه تلخه گذشته فراموشم شود .تا دگر جز ان کس که همیشه یاورم بوده و هست وتو ای مظهر زیبایی و عشق هیچ کس نباشد .تا ما را از این با هم بودنمان وارهاند .من در نگاهت هنوز غرقم تا شاید هیچ وقت بیرون نیایم.به امید ان روزگار.......![]()



خاکه در پایت قرارم را مگیر
این دو تا افتخاری و انی بود برای تو ............![]()
![]()
شاید هرگز نبینمت پس بیادت تا همیشه میمانم![]()
![]()